ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال

مرغ زیرک چون بدام افتد تحمل بایدش

/ 23 نظر / 34 بازدید
نمایش نظرات قبلی
melika

زیبا بود موفق باشید و یا علی[خداحافظ][گل]

درنا

سلام خدا کند که بیاید مسافری که نیامد ممنون که سر زدین سال سرشار از خیر و برکتی رو براتون ارزو میکنم ما رو هم دعا کنین یاعلی

محدثه مروجی طبسی

کاش میشد از تمامی این بدها گریخت... اما حیف حیف که پا بسته و دست بسته محصور زندان زندگی هستیم[ناراحت]

raya

چون حال بدم در نظر دوست نکوست دشمن ز جفا گو ز تنم برکن پوست چون دشمن بیرحم فرستادهٔ اوست بدعهدم اگر ندارم این دشمن دوست سلام سلام واااااای چه بامزه :)) ولی نميتونه اين بيوگرافی واقعی باشه ، مگه نه ؟؟ نوشته های دسته راستی رو ميگم! شما متولد زمستونين؟

نارسیس

ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال مرغ زیرک چون بدام افتد تحمل بایدش شاید همین شعر بهترین چیزی باشه که می شه گفت . زیر سایه ی عنایت حضرت باشید و امید وارم که هر روز بهتر باشید تا خسته ترین مرد این دنیا رو یاری کنید . شاید تنها با نوشتن همین مطالب آموزنذه یه جا داشتم می خوندم توی بحار الانوار جلد 5 صفحه ی 242 نوشته بود که گاهی که یک دفعه دلمون می گیره و انگار همه ی غم عالم نشسته تو دلمون ف‌به خاطر اینه که اماممون دلش مهموم و مغمومه و ما هم چون از باقیمانده ی طینت اونهاییم به واسطه ی ناراحتی ایشان ناراحت و مهموم می شیم ایشالا که هر چه زود تر خودشون بیان و بهار دل ها باعث از بین رفتن تمام غم و غصه ها و ک}ی ها و تهمت ها و مغلطه ها بشه . یا علی

نارسیس

ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال مرغ زیرک چون بدام افتد تحمل بایدش شاید همین شعر بهترین چیزی باشه که می شه گفت . زیر سایه ی عنایت حضرت باشید و امید وارم که هر روز بهتر باشید تا خسته ترین مرد این دنیا رو یاری کنید . شاید تنها با نوشتن همین مطالب آموزنذه یه جا داشتم می خوندم توی بحار الانوار جلد 5 صفحه ی 242 نوشته بود که گاهی که یک دفعه دلمون می گیره و انگار همه ی غم عالم نشسته تو دلمون ف‌به خاطر اینه که اماممون دلش مهموم و مغمومه و ما هم چون از باقیمانده ی طینت اونهاییم به واسطه ی ناراحتی ایشان ناراحت و مهموم می شیم ایشالا که هر چه زود تر خودشون بیان و بهار دل ها باعث از بین رفتن تمام غم و غصه ها و ک}ی ها و تهمت ها و مغلطه ها بشه . یا علی

سیدعلی اسلامی

بازهم - صحبت فرداست قرارِ ما ها بازهم - خیر ندیدیم از این فردا ها چقدر پای همین وعده ی تو پیرشدند جگر "مادر ها" موی سر "بابا ها " سیزده قرنِ گذشته همه اش فردا بود پس چه شد آمدنِ آن نفر ِ فردا ها سیزده قرن، نفسهایِ زمین پرشده از ... "پسر فاطمه"ها ای "پسر زهرا "ها سیزده قرن، تو آنجایی و ما اینجائیم چه کنم راه به آنجا ببرند اینجاها خُب بگوئید بمیرید اگر قسمت نیست دیدن یک نفر از ... یک نفر از آقاها باز کُرسی زمستانی ما گرم نشد بازهم سرد گذشتند ، شب یلداها [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] التماس دعا

Paradise

سلام وبلاگ خیلی قشنگی دارین لطفا به وبلاگ ماهم سر بزنین http://leman.loxblog.com/