خدا کند که بیایی...
حقیقت این که نه در خورد اوست جان عزیز.... ولیک در خور امکان و اقتدار من است

 

 

*زندگی پیوسته باید در حال به وجود آمدن و به وجود آوردن باشد، و الا باری است بر دوش انسان.

 

*بیایید اوراق کتاب هستی خود را از عکس و امضای دیگران پر نکنیم.

زندگی قالب‌گیری شده در احساس و حرکتِ خودمحوری، مساوی مرگ است.

 *اساسی‌ترین عامل شکست انسانیت در دوران ما، به شوخی گرفتن و بی‌اعتنایی به موضوع تعهد است.
 

*بخندیم اما سرمایه خنده‌ ما، گریه دیگران نباشد.

 

 *به عقیده ما، بشر یک میلیون اشتباه ندارد، بلکه تنها و تنها، یک اشتباه مرتکب شده است و آن این است که هدف و ایده‌آل زندگی خود را نمی‌داند.

 

* اگر اندیشه نباشد، انسان مثل یک شیپور یا دستگاه موسیقی است که سر یک چهار راه گذاشته باشند و هر کس که می‌رسد، در آن به یک شکلی می‌دمد یا به آهنگ و ریتمی می‌نوازد.

 

* دوای جهالت‌های بشری، سؤال است. بیایید آنچه را نمی‌دانیم سؤال کنیم و تا بتوانیم، سؤال‌ها را بی‌جواب نگذاریم. 

*افراد انسانی تا زمانی که قدرت زندگی عقلانی و تحرک با مبانی وجدانی را از دست ندهند، برده شهوات و هوا و هوس و خودخواهی ها قرار نمی گیرند.

 

*بشر با همه داد و فریادهایی که درباره پیشرفت و تکامل به راه انداخته، هنوز نتوانسته است خود را از زندان خودخواهی نجات بدهد.

 

*ورود به پیشگاه خداوند که در اذهان عمومی مرگ نامیده می شود، سعادت عظمایی است که برای انسانهای حسابگر، در زندگی همواره مورد انتظار است.

 

 *برای هر انسان آگاه ، هر روز کتابی است که درس هایی خواندنی در آن نوشته شده باشد.

 *در هر انسانی که به عشق عدالت بر افروخته شود، میان او و عشق به خدا ، گامی بیش نمانده است.

 

*یک خنده بی موقع ، و یک ضریه روانی برای انتقام جویی بی مورد، حقوق بی نهایت جان های آدمیان را پایمال می سازد.

 

 

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/٧ توسط م.ص.الف | پيام ها ()
قالب وبلاگ